جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
893
تحفة الملوك ( فارسى )
را ، مغلوب دشمنان خود گشتند و مدتى دربهدر و ذليل و منكوب بودند تا آنكه مشيّت خداوند تعلق به غالبيت آنها گرفت ؛ پس از پيغمبر خود خواهش نمودند نصب نمودن سلطان را ، چنانكه خداوند اخبار از آنها فرموده است كه إِذْ قالُوا لِنَبِيٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِكاً نُقاتِلْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ قالَ هَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتالُ أَلَّا تُقاتِلُوا قالُوا وَ ما لَنا أَلَّا نُقاتِلَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ قَدْ أُخْرِجْنا مِنْ دِيارِنا وَ أَبْنائِنا « 1 » . و ايضا فرمودهاند كه « السلطان ظلّ اللّه فى الارض ياوى اليه كل مظلوم » « 2 » ؛ يعنى سلطان و پادشاه سايهء خداوند است در زمين ، كه پناه مىبرد به سوى او هر مظلوم و ستمديدهاى . و ايضا فرمودهاند كه « السلطان وزعة اللّه فى ارضه » « 3 » ؛ يعنى سلطان پاسبان و نگاهدارنده است از جانب خداوند در زمين او . و ايضا فرمودهاند كه « امام عادل خير من مطر وابل و اسد حطوم خير من سلطان ظلوم و سلطان ظلوم خير من فتنة تدوم » « 4 » ؛ يعنى امام و پيشواى عادل ، بهتر و پرنفعتر است از باران دانه درشت ، و شير درهمشكننده بهتر است از پادشاه ظلمكننده ، و پادشاه ظلمكننده بهتر است از فتنهاى كه به سبب نبودن پادشاه ، هميشگى و دايمى باشد . و ايضا فرمودهاند كه « سلطان جائر اربعين عاما خير من رعيّة مهملة ساعة واحدة من النهار » . يعنى سلطان ستمكار و جور پيشه در چهل سال ، بهتر است از رعيتى كه مهمل و سرخود باشند در يك ساعت از روز . از مضامين اين آيات و روايات و امثال آنها علاوه بر مشاهده و تجربه ، بر تو معلوم مىشود كه نظام امر معيشت و معاد بنى نوع انسان و بقا و انتظام مدن و شهرها بدون سلطنت سلطان قاهر و نظر و تدبير سايس مدبر ، كه ايشان را بر وفق آثار عقل و نور حكمت ، اتفاق و ايتلاف دهد ، منتظم نمىگردد و معمورى در روى زمين حاصل نمىشود . و هر مملكتى كه سلطان و ملك خود را كما ينبغى اطاعت نمىنمايند ، البته
--> ( 1 ) . بقره : 246 . ( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 354 ، روايت 69 باب 81 ؛ طوسى ، امالى ، ص 634 ، رقم 1307 / 9 ، باب احوال الملوك و الامراء و كنز العمال ، ج 6 ، ص 4 / 14581 ، با اختلاف . ( 3 ) . نهج البلاغه ، شرح محمد عبده ، ج 3 ، ص 214 . ( 4 ) . بحار الأنوار ، ج 72 ، ص 359 ، ح 74 ، باب 81 من احوال الملوك و الامراء ، اول حديث يعنى : امام عادل خير من مطر و ابل در غرر الحكم خوانسارى ، ج 1 ، ص 386 ، رقم 1491 آمده است .